پائيز قلبم ساكت و سرده
دل كه مي گفتم محرم با من
كاشكي ميديدي بي تو چه كرده
اي كه به شب هام صبح سپيدي
بي تو كويري بي شامم من
اي كه به رنج هام رنگ اميدي
بي تو اسيري در دامم من
با تو به حرفم سنگ صبورم
بي تو شكسته تاج غرورم
با تو يه چشمه ام چشمه روشن
بي تو يه جاده ام كه سوت و كورم
اي كه به شب هام صبح سپيدي
بي تو كويري بي شامم من
اي كه به رنج هام رنگ اميدي
بي تو اسيري در دامم من
چشمه اشكم بي تو سرابه
خونه عشقم بي تو خراب
شادي ها بي تو مثل حبابه
سايه آهه نقش بر آب
رفتي بي تو دلم پر درده
پائيز قلبم ساكت و سرده
اي كه به شب هام صبح سپيدي
بي تو كويري بي شامم من
اي كه به رنج هام رنگ اميدي
بي تو اسيري در دامم من
چشمه اشكم بي تو سرابه
خونه عشقم بي تو خراب
شادي ها بي تو مثل حبابه
سايه آهه نقش بر آب
رفتي رو بي تو دلم پر درده
پائيز قلبم ساكت و سرده
دل كه مي گفتم محرم با من
كاشكي ميديدي بي تو چه كرده
اي كه به شب هام صبح سپيدي
بي تو كويري بي شامم من
اي كه به رنج هام رنگ اميدي
بي تو اسيري در دامم من
بگذار نامت را تكرار كنم نامت زيباست دلنشين است
نمی دانم چه داشته اي كه اينگونه مرا طلسم كردي؟
من اينگونه نبودم توعشق را با من آشنا كردي
باور کن زماني كه با تو هستم به آسمان بي كران پرواز مي كنم
پس بدان دوستت دارم اگر چه پايان راه را نميدانم
عشق يعني پرواز در حال و هوای عشق يعني جذب تو ترك جفا
عشق يعني چشم مست و بي ريا عشق يعني سينه اي صاف از طلا
عشق يعني دو قلب از اوج نور عشق يعني انتهاي يك غرور
عشق يعني مستي و ديوانگي
عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني بت پرستی يك خدا ديدنت در اوج انتها
عشق يعني يك تخيل خواب ناز عشق يعني با تو بودن يك نياز
عشق يعني لاله ها رنگ صفا عشق يعني دوري و زجر و وفا
عشق يعني ديدن روياي تو
عشق يعني عشق و عشق و عشق تو
سلام اقا منو ببین منو ببین این کلمه که میگم خیلی سخته ولی من
میگم اقا جون من در بس مخلصتم واخرش دوست دارم وبهتر بگم
عاشقتم اقا جون نمی دونم کی چه جوری ولی میدونم مدتی عشقتو
تو قلبم نگه داشتم وباور میکنی هر کاری هم بکنن نمیتونن عشقتو ازم
بگیرن اقا جون من عاشق چشمات یا صورت ماهت نیستم ولی کاش
بودم اونجوری تحمل این زندگی برام اسون تر بود ولی من عاشق
خودتم وجودت خوبیت برا همین از اون موقع تا حالا زندگی برام رنگ وبو
یی نداره
خارج از تحمل خداست
بگو چه کنم؟
آقای من!
خوش بهحال آن مرد
که در زندگيش
تو راه بروی
خوش به حال مردی
که براش
تو شيرينزبانی کنی
خوش به حال مردی
که دستهای قشنگ تو
دگمههای پيرهنش را
باز کند
ببندد
تا لبهات به نجوايی بخندد.
خوش به حال من!
حسرت دستهات مانده
به چشمهام
به خوابهام
به کش و قوسهای تنم.
در حسرت دستهات
پرپر میزنم.
چقدر برات قصه بگويم
چقدر ببوسمت
نوازشت کنم
موهات را نفس بکشم
تا خوابت ببرد؟
...
چقدر
نگاهت کنم
نگاهت کنم
تا خوابم ببرد؟
خدایا!روزگاراستادی است سختگیر٬پس من را شاگرد سختکوش او قرار ده تا در روزهای زندگی پیروز باشم.به من بصیرتی عنایت کن تا در زشتی غوطه ور نشوم.
خدایا من بی تو تو غربیتر از همه ی غریبان هستم٬ مرا به دیار امید رهنون کن تا به واسطه ی ان غزل خوشبختی را در پناه تو بسرایم.
من به سوی تو امده ام با قلبی اکنده از درد و غم.مرا بطلب و بگذار در تو فنا شوم.بگذار نماز عشق بخوانم و سبکبال به سوی تو پرواز کنم و در کوچه های تاریک دلم که سالها مسدود شده روزنه ای باز کنم.
اره میدونم که بسیار از راهت دور افتاده ام و در نوشته هایم نشانی از تو نگرفته ام.میدانم هزار بار به در خانه ات امدم و با بزرگی وصف ناپذیرت مرا نا امید برنگرداندی.پس ای مهربانم به خاط همه ی انچه که از تو دورم کرد.مراعفوکن...
خدایا غرق دنیای گناهم
ببین بیچاره و گم کرده راهم
به سویت امدم اما تهی دست
غریبم٬خسته جانم٬بی پناهم
دربدر کوچه تنهاییم
ای دوسه تا کوچه زما دورتر
نغمه تو از همه پرشور تر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این غافله را کم کنی
کاش که همسایه ما میشدی
مایه اسایه ما میشدی
هرکه به دیدار تو نائل شود
یک شبه حلال مسائل شود
نام تو ارامه ی جان من است
نامه ی تو خط امان من است
ای نگهت خواستگه افتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز زچشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
چی شد بگم راستش امروز بعد از مدتی که هوس
کرده بودم یه چادر خوشکل که اسمش ملیه بخرم به
جای این چادرم امروز رفتم اونو بگیرم میدونی چی
دیدم امروز دیدم واسه محرم درختارو سیا ه پوش دیدم
یعنی اینکه واسه جدت درختام سیاه پوشن راستشو
بخوای خندم گرفت به جای اینکه غمگین بشم میدونی
چرا اخه گفتم اه اینا همونای هستن که تو تولدت شادی
تولدتو به م زهر مار کردن اینا همونان که میخوان
نشون بدن کشته مرده اهل بیتن ولی من دیدمشون که
واسه بعضی چیزا چه کارا که نمیکنن
بعد از آن حادثه در کفر تو جاری نشدم
با وجودیکه به حکم تو دلم زخمی شد
شاکی از آنکه مرا دوست نداری نشدم
ابر را چوب همین سادگی اش ویران کرد
منکه ویرانتر از آن ابر بهاری نشدم
ای خدا غصه نخور باز همین می مانم
من زمین خورده این ضربه کاری نشدم
هرکسی خواست تو رااز من جدا سازد دید
هر چه کردی تو به من از تو فراری نشدم
خداوند مهربان به سه طريق به دعاها جواب مي دهد:
اگر مي گويد آري ، او آنچه مي خواهي به تو مي دهد.
اگر ميگويد نه ، او چيز بهتري به تو مي دهد.
اگر مي گويد صبر كن ، او بهترين را به تو مي دهد...


جشن گرفتن اونم چه جشنی نبودی ببینی شایدم بودی البته نمیدونم یادشون نرفته بود شیطونو دعوت
کنن بیاد ولی خوب حتما بوده که انقد خوب شده بود اقاجون جوونا سد معبر کرده بودن وتو خیابون
میرقصیدن هرکی میرسید احساس نارضایتی میکرد حق داشتن بیچاره ها اخه تو ترافیک مونده بودن
نمیدونم ولی این جشنی که من دیدم اصلا هم قشنگ نبود
حرفای دلمو با اقام وخدا بزنم اخ که
چقدر حرف دارم



