تبليغاتX
عکسها ومطالب جالب

عکسها ومطالب جالب

ال یا ایها الساقی ادرکاسانا وناولها که عشق اسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
اینم وصیت نامه عموم
اين وصيت نامه عموي منه  مسئله جنگ را فراموش نكند وباز هم تكارار ميكنم امام را تنها نگذاريد اگر شهيد شوم دستهايم را از تابوت بيرون بگذاريد كه نگويند چيزي با خودش بردهاست وچشمهايك را باز كنيد كه نگويند كور كورانه در اين راه قدم گذاشته است. واي پدر ومادر من اگر در راه خدا شهيد شوم برايم گريه نكنيد بجاي گريه شادي كنيد زيرا جوان خودت را براي اسلام داده اي وبراي اسلام بزرگ كرد هاي ميدانم كه براي شما سخت است اما چه كنم اسلام نياز دارد
+نوشته شده در 2008/1/20ساعت21:8توسط مریم |
یه شعر قشنگتر
ای دخترم عزیز دیده من                    ای روشنی دیده من

خواهی برسی به ارجمندی              بشنو زپدر تو پند چندی

از ان من است پند دادن وزتست        به گوش جان نهادن

چون سرئوی تو خواستارم               پس گوش کن انچه مینگارم

با اهل ادب همی در امیز                 وز صحبت جاهلان بپرهیز

جاهل به جهالتت کشاند                 عاقل به سعادتت رساند

پیوسته تلاش کن شب وروز              علم ادب وهنر بیاموز

تحصیل وفضیلت وهنر کن                 جهل از خویش به در کن

می باش زمردمان نامرد                 دانا همه جا بود توانا

چون راهخ طلب همی سپاری        دل نه به امید ریا بداری

هرچند که ابتدای هر کار                اید به نظر محال ودشوار

لیک ار نشوی کمی هراسان         گردد همه مشکلات اسان

در سایه صبر و.برد باری                بی شبهه رسی به کامکاری

از گریه ابر در بهاران                      گلها شکفد به مرغزاران

خوش خلق وگزیده خوی میباش     با خلق گشاده روی میباش

گر نخبه روز گار گردی                   خویت چو بد است خوار گردی

گر ساز سخنوری کنی ساز           زنهار مکن گزافه اغاز 

فرمانبر عقل گفت گو کن              حرفی که نکوست جستجو کن

می باش عفیف و پاکدامن            چون ژاله با مداد روشن

بی شرم مباش زانکه بی شرم     هرجا که رو ندارد ازرم

پاکی وعفاف ساز پیشه              زین راه مپیچ همیشه

هرزن که نکوست پاک است       مانند ستاره تابناک است

 

+نوشته شده در 2008/1/20ساعت21:5توسط مریم |
یه شعر جالب درباره حجاب که از مرحوم اغاسیه از اون یکی وبلاگم کش رفتم
خواهرم  ای دختر  ایران  زمین            یک نظر عکس شهیدان را ببین

در خیابان  چهره  آرایش  مکن            از جوانان سلب آسایش مکن

خواهر من این لباس تنگ چیست        پوشش چسبان رنگارنگ چیست

پوشش  زهرا  و زینب بهترین             بر تو ای محبوبه خواهر آفرین

پیش  نامحرم تو طنازی مکن              با اصول شرع لجبازی مکن

یادت  آید  از  پیام  کربلا                    گاه گاهی شرمت آید از خدا

در جوارش خویش را مهمان نما          با خدا باش و بده دل را صفا

یاد  کن  از  آتش  روز  معاد               طره گیسو را مده بر دست باد

زلف را از روسری بیرون مریز              با حجاب خویش از پستی گریز

در امور خویش سرگردان مشو            نو عروس چشم نا محرم مشو

خواهر من قلب مهدی خسته است      از گناه ماست کو رو بسته است

+نوشته شده در 2008/1/20ساعت21:3توسط مریم |
سلام میدونم چی میخوام بگم اقا جون منو ببخش ولی باید غم بزرگ جدت رو بهت تسلیت بگم دیشب رفتیم شام غریبان نمی دونم چه حالی شدم انقدر گریه کردم اقا جون بخدا دلم شکست اخه بخدا راستم میگن طفل سه ساله کتک نداره   قباله فدک نداره شاید دیگه هیچ وقت که نه دیر به دیر به وبلاگم برسم چون درس دارم متاسفانه ولی اقاجون نمیدونی چه حالی هستم از دختر کوچلویی امام حسین خجالت میکشم اخه بخدا ما داریم زحمت اونا رو پایمال میکنیم با بعضی کارا

+نوشته شده در 2008/1/20ساعت11:20توسط مریم |
هميشه تو بچگي شعر ميگفتم وهميشه حرفام با بقيه فرق داشت ودلم ميخواست همه بدونن ميتونم  شعر بگم وهميشه تو نامه هام احساست فوران ميکرد........ خدايا من از همون بچگي اسيرت بودم خدايا دل كندن از تو برام خيلي سخت بود دوست داشتم علم پيشرفت كنه ومن با شعرام با پيشرفت علم به همه ثابت كنم كه يه خدايي هست كه هيشكي تا حالا باورش نكرده اما حالا همون علم يه ديوار بين من وتو گذاشته كه هركاري ميكنم خراب نميشه من از علم خوب استفاده نكردم من بچه بودم بارون مثه سنگ ميومد من رفتم مسجد دلم نميخواست نمازم قضا شه اخ ولي حالا ......... كي ميتونه بفهمهه اين علم چي داره البته همین علم بعضیا رو به خدا نزدیک تر کرده نمیدونم شاید منم نزدیک تر شده باشم به هر حال عاشق تو خدا وامام زمانم هستم نميگم بده ولي بعضي وقتاباعث ميشه من ازخدام دورشم
اره بعضي علم ادمو از اوني كه هست دور ميكنه

 

الهي وربي من لي غيرك

+نوشته شده در 2008/1/20ساعت10:49توسط مریم |
عشق یعنی؟

عشق يعنی دائماً در اضطراب،                                      عشق يعني تشنگي در شط آب !

عشق يعنی لاله پرپرشدن،                                      عشق يعني در رهش بي سرشدن !

عشق يعنی عاشق شيدا شدن،                                   عشق يعني گمشدن پيدا شدن !

عشق يعنی مبتلا گشتن به درد،                                 عشق يعني عقل را کردي تو خرد !

عشق يعنی هردمی در جستجو،                                    عشق يعني هجرت از من تا او !

عشق يعنی حرف او برروي چشم،                              عشق يعني صبر در هنگام خشم !

عشق يعنی دلبري دلدادگی                                            عشق يعني غربت واماندگي !

عشق يعنی همچو آتش سوختن،                                 عشق يعني چشم بر او دوختن!

عشق يعنی دائماً در درد ورنج،                                      عشق يعني يافتن صدکوه گنج!

 
+نوشته شده در 2008/1/17ساعت20:2توسط مریم |
جملات كوتاه امازيبا
به جای اینکه سعی کنید مرد موفقیت ها باشید سعی کنید مرد ارزش  باشیدالبرت انیشتین

بدترین وخطرناکترین جملات این است ((همه اینجورند))تولستوی

یا چنان نمای که هستی یا چنان باش که بنمای بایزید بسطامی

خداوند ازادی را افرید وبشر ندگی رااندره شینه

عشق عینک سبزی است که انسان با ان کاه را یونجه میبیندمارک تواین

+نوشته شده در 2008/1/17ساعت17:29توسط مریم |
جملات كوتاه اما زيبا
خدایا

 

بگذار هرکجا تنفراست بذرعشق بکارم

 

هرکجا آزادگی هست ببخشایم

 

وهر کجا غم هست شادی نثار کنم

 

الهی توفیقم ده که بیش ازطلب همدلی همدلی کنم

 

بیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم

 

زیرا در عطا کردن است که ستوده می شویم

 

و در بخشیدن است که بخشیده می شویم

 

*******روحی که پیام دارد نه مرید میطلبد نه

عاشق.در رهگذر عمر چشم انتظار ایستاده است

ووجودش ندائی است که آشنایی را میخواند

وحیاتش نگاهی که در انبوه این صورتکهای مکرر

وبی مسئولیت وبی انتظار وبی اضطرلبی که

بیهوده میگذرندچهره ی مانوس ومحرم

خویشاوندی را بیابد که بران موجی از حیرت

افتاده است ودو نگاهش همچو دو کودک گم کرده

مادر.در این دنیای بی پناه آواره اند

 

*******اگر تنها ترین تنها باشم باز هم خدا

هست او جانشین تمام نداشتن هاست

 

اين جملا زيبا از دكتر علي شريعتي است كه من

اخريشو خيلي دوست دارم وهميشه تكرار ميكنم

 

+نوشته شده در 2008/1/17ساعت13:10توسط مریم |
فردا تاسوعای امام حسینه اقاجون تسلیت میگم به شما ومادرتون حضرت زهرا خدا کنه اون دنیا شفیعم باشینمن وتموم مسلمونا وشیعه ها عزادار شمائیم
اینم عکسه یه شهید به یاد شهدای کربلا من هروقت این عکس رو میبینم به حجابم افتخار میکنم وبه کشورم اخه این عکسو اولین بار کنار یه جمله قشنگ در مورد حجاب دیدم
+نوشته شده در 2008/1/17ساعت12:46توسط مریم |
الهی وربی من لی غیرک خدایا دلم میخواد امشب فقط برا مریضا دعا کنم من خودم مریض ندارم خدا رو شکر ولی یهوی یادم به  مریضا افتادخوب ولی امشب میخوام عکس بچه های ناز وکوچلو رو بزرم راستی گفتم بچه های کوچلو یاد یه نفر افتادم علی اصغر کوچلومون همونی که امروز براش همایش گرفته بودند الهی قربونش برم همونی که تیر نامردا گلوشو بریداره همون همتونم میشناسیدش همونی که شش ماهش بود

بدون شرح

خدا چه بچه نازی الهی واسه مادرت خدا حفظت کنه کوچلو

+نوشته شده در 2008/1/16ساعت23:49توسط مریم |
اقاجون به خدا عشق من تویی واین وبلاگ فقط واسه توئه
اقاجون عشق من توئی  اقاجون حسابی دلم گرفته میخوام بزنم زیر گریهکنم چراش مهم نیست ولی یه جورایی به این روزا ومحرم برمیگرده اقاجون میدونی من عشقی جز تو ندارم ومیخوام همه چیز خودمو به پات بریزم  بای اقاجون وهمون عشقم دوستت دارم مریم ببخشید مزاحم اوقاتت شدم

+نوشته شده در 2008/1/16ساعت18:27توسط مریم |
+نوشته شده در 2008/1/15ساعت1:33توسط مریم |
از نو شکفت نرگس چشم انتظاریم

 گل کردخار خار شب بی قراریم

تاشد هزار پاره دل از یک نگاه تو

 دیدم هزار چشم در ایینه کاری ام

 گر من به شوق دیدنت از خویش میروم

از خویش میروم که تو با خود بیاری ام

+نوشته شده در 2008/1/15ساعت1:0توسط مریم |
میبینم که خاطر خواهات زیاد شدن
سلام سلام خوبی من که شما خو ب باشی خوبم اه میبنم که خاطرخاه زیاد پیدا کردی همه دارن در موردت وبلاگ میسازن عشقشون تویی نه بابا خوب اینکه معلومه چون تو سرور منی اقا جون نمی دونم تو این دنیا خوب چیه بد چیه واقعا میگم تشخیصش خیلی سخته  اره اصلا نمیدونم خوب کدومه بد کدومه اقا تو یه دوراهی افتادم که اگه دستمو نگیری تو باتلاق دنیا فرو میرم اقا جون اومدم ۴۰ روز بهت بسازم وگناه نکنم نشد بخدا چون روز اول بود یا دوم تو کلاس زنگ تفریح یکی از بچه ها ادای یکی رو در اورد  اخه من که نمیتونم برم بهش بگم اره این این کارو کرد یا اصلا من غیبتتو شندم چیکار کنم خوب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بگذریم  بای
+نوشته شده در 2008/1/14ساعت21:31توسط مریم |
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد
يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و درآن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد تو به من گفتي از اين عشق حذر كن
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب آيينه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا كه دلت با دگران است
تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدي من نه رميدم نه گسستم
بازگفتم كه تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد
يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي دردامن اندوه كشيدم
نگسستم نرميدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم

+نوشته شده در 2008/1/14ساعت21:23توسط مریم |
اه سلام من نمیدونم  اسمی که واسه وبلاگم انتخاب کردمه خوبه ومناسبه یا نه؟ ولی خوب دیگه تموم شده اخه من هرچی می نویسم که دلم بخواد نه چیزی که به اسمش بیاد
+نوشته شده در 2008/1/14ساعت21:10توسط مریم |
بهار را باور کن
باز کن پنجر ه ها را که نسیم

روز میلاد اقای ها را جشن میگیرد

 وبهار

 روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است

همه چلچله ها برگشتند وطراوت را فریاد زدند

کوچه یکپارچه اواز شده است ودرخت گیلاس

خدیه  جشن اقاقی را گل به دامن کرده است

باز کن پنجره را ای دوست

هیچ یادت هست

 که زمین را عطشی وحشی سوخت؟

 برگ ها پژمردند ؟

تشنگی با جگر خاک چه کرد

هیچ یادت هست؟

 توی تاریکی شب های بلند

 سیلی سرما با تاک چه کرد؟

 با سر وسینه ی گل های سپید

نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟

 هیچ یادت هست

حالیا معجزه باران را باور کن

 وسخاوت را درچشم چمن زار ببین

 ومحبت را در روح نسیم

که در این کوچه تنگ

با همین دست تهی

روز میلاد  اقاقی ها را

جشن میگرد

 خاک جان یافته است

  تو چرا سنگ شدی

 تو چرا این همه دلتنگ شدی ؟

باز کن پنجره را تو چرا این همه دلتنگ شدی ؟

 باز کن پنجر ه را

وبهاران را باور کن

+نوشته شده در 2008/1/14ساعت20:46توسط مریم |
+نوشته شده در 2008/1/14ساعت11:14توسط مریم |
تا شقایق هست زندگی باید کرد
دشت ها چه فراخ!

کوه ها چه بلند!

در گلستانه چه بوی علفی می امد

من در این ابادی پی چیزی میگشتم

پی خوابی شاید پی نوری ریگی لبخندی

پی باغی که دران دست ها گل بدهند

 شاید هم پی نیلوفر زیبای خرد می گشتم

پشت تبریزی ها

غفلت پاکی بود صدایم میزد

پای نیزار ماندم باد میامد گوش دادم

 چه کسی پنهان است ایا حرف میزد با من

سوسماری لغزید راه افتادم

................

اری تا شقایق هست زندگی باید کرد

در دلم چیزی هست مثل یک بیشه نور مثل خواب دم صبح

وچنان بی تابم که دلم میخواهد

بدوم تا بن دشت بروم سر کوه

 دورها اوایی است که مرا میخواند

+نوشته شده در 2008/1/14ساعت11:0توسط مریم |

ای ستاره ای ستاره ای سکوت پاره پاره

ای شقايق های سنگی ای عبور نيمه کاره

من پر از جنون و لبخندپرم از ترانه هايم من از عاشقانه لبريز

با تو و شبانه هايم تو از عاشقانه خالی

تو پر از گلايه هستی واسه آفتاب دل من

تو هميشه سايه هستی من غريو لحظه هايم

تو رگ سياه جاده تو هميشه سرد و سنگی

برای اين دل ساده

 

+نوشته شده در 2008/1/14ساعت2:42توسط مریم |

خدایا به هر ان کس که او را دوستDr.Ali Shariati

 میداری بیاموز

 که عشق از زندگی کردن بهتر

و به هر کس که او را دوست تر

 میداری ، بچشان

که دوست داشتن از عشق برتر است.

+نوشته شده در 2008/1/14ساعت2:30توسط مریم |

می خوام یه صخره باشم ،نه دلا شم نه تا شم
یه کوه سخت و محکم ،نه این که کله پا شم


می خوام یه چشمه باشم، از دل کوه جدا شم
برم تا پیش دریا.قاطی آبیها شم


می خوام که ابره باشم،از روی دریا پاشم
برم رو دشت تشنه،ببارمو فنا شم

می خوام که باد باشم،رفیق آسیاب شم
توو پره هاش بچرخم،نون واسه مردما شم

می خوام ستاره باشم،نور همه جا بپاشم
توو باغ مه گرفته مثل شکوفه واشم


می خوام پرنده باشم،رفیق بچه ها شم
از قفس های بسته پر بکشم رها شم

خلاصه چیزی باشم که دردهارو دوا شم
حتی شده یه وصله،یه دگمه،رو پیرهن شما شم

16دی
+نوشته شده در 2008/1/14ساعت2:7توسط مریم |
سلام اقا جون من در کوچه ها خلوت بی تو دارم زندگی رو میگذرونم اقا جون امشب دلم حسابی گرفته اس  دلم میخواست باهات دردلکنم ولی موقعیتش پیش نمیومد اقا جون دیگه شبام داره تاریک میشه وقتی تور رو توشون نمیبینم اقا جون قلبم درسته سیاهه ولی خودتم میدونی اونایی که قلبشون سیاهه ممکنه ته این سیاهی یه سفیدی هم باشه ومطئنا  عاشقم میشن و دل دارن بخدا نمیدونم شاید تو ادم بدای  رو که فقط دل دارن قبول نکنی ولی منو به غلامی قبول کن باور کن وقتی دلم میگیره نمیدونم چی میگم
+نوشته شده در 2008/1/14ساعت0:57توسط مریم |
كل يوم عاشوراوكل عرض كربلا
Ashoora.jpg
+نوشته شده در 2008/1/12ساعت13:57توسط مریم |

همه جا بوي محرم ميدهد من ميدانم طبيعت به ظاهر  دراين زمستان

 

سفيد پوش است ولي انهم مثل ما غصه  وغمي بزرگ بردل دارد

+نوشته شده در 2008/1/12ساعت13:55توسط مریم |
واي كه دلم گرفته از اين  نامهربانيهاي روزگار بوي محرم ميايد از دور از كربلا اخ من  نميدانم در اين باره چه بگويم كه زبانم بسته است وفقط ميتوانم اين غم بزرگ را به همه عزادارنش وعاشقانش تسليت بگويم هم چنين به صاحب اين وبلاگ اقام امام زمان
+نوشته شده در 2008/1/12ساعت13:43توسط مریم |