اوای خوش هزار تقدیم تو باد
گویند که لحظه ایست روییدن عشق
ان لحظه هزار بار تقدیم تو باد
زندگی زیباست ای زیبا پسند
زیبه اندیشان به زیبایی رسند
انقدر زیباست این بی بازگشت
کز برایش میتوان از جان گذشت


حجاب مصونیت است نه محدودیت
ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است
حجاب تاج بندگی خداست
حجاب رساندنزن به رتبه عالی معنوی
حجاب زن کوبنده تر ازخون شهیدان است
حجاب صدف مروارید
حجاب مرواردیدی در صدف
حجاب مظهرعفاف است.در حجاب مانند گوهری درصدف
حجاب صدف تقواست
حجاب بیانگر وقار وافتخار زن است
حجاب=کاهش اسیبهای اجتماعی
در این غربت دگر ماندن ندارد
ز درد بی کسی خواندن ندارد
در این بیگانه بازار پریشان
دگر دل را که سوزاندن ندارد
خزان بیکسی دیدن ندارد
گل پژمرده بوسیدن ندارد
میان هقهق شبهای تنها
به تاب گریه پیچیدن ندارد
شب یلدا که بیداری ندارد
در این غربت که دل یاری ندارد
میان جادهای نفرتگرفته
نگاهی، مست و هشیاری ندارد
همه بیگانگی، رخوت، دروغ است
شب شیدایی من بیفروغ است
همه خاکستر ققنوس عاشق
میان آتش خواب و دروغ است
در این آشفتهگاه بیحکایت
همه عصیان، همه درد و شکایت
سکوتی غمگن از ترس شب درد
هزاران غصه را دارد روای
من از سیاهی چشمانت که ان را انتهایی نیست میترسم هر چند معصومی هرچند گفتم عاشقت هستم هرچند تو هم گفتی دوستم داری و هرچند حرفهایت ذره ایی بوی ریا نمیداد هرچند و هر چند ....اما اما باز هم نتوانم به سیاهی چشمانت به ین راه بی انتهای تاریک که مملو از ستاره های سرابیست سفر کنم چه تضمینی است مرا؟ به من بگو چه تضمینی است مرا که جان من و عشقم اخر سالم به ان نامعلوم برسد؟ اه شاید راهزنی در این راه تمام من که تمام توست را از من بگیرد یا جادو گری بد در کمین باشد ک
مرگ از زندگی پرسید : " این چه حكمتی است كه باعث می شود تو شیرین و من تلخ جلوه كنم ؟! " زندگی لبخندی زد و گفت : " دروغ هایی كه در من نهفته است و حقیقت هایی كه تو در وجودت داری
سلام خدايا
منم بنده ات خدايا من تو رو خيلي دوست دارم وقتي داستانهاي قشنگتو ميشنوم خدايا ميدونم چقدر بند هاتو دوست داري اونقد كه حتي بزرگترين گناهشون ممكنه يه كم ناراحتت كنه ولي واقعا اگه بخوان ميتونن از دلت درارن خدايا اگه مردم ميفهميدن كه تو مثه يه مادر گرچه بيشتر دوستشون داري انقد برا كاراشون به اين واون سر نميزدن التماس كنن يه سر ميومدن پيش خودت كاراشونو رديف ميكردي دوستت دارم قد يه دنيا يه بهشت يه خدایا من قبلا گفتم یکی رو دذوست دارم که نه عاشق چشم ابروشم نه هیچی بلکه خودشو میخوام اون واسه اینکه بنده پاک توئه میخوام خدایا من همیشه میگم هیشکی تا حالا تو رو درکت نکرده
خدایا اون داستان قشنگه در مورد فرشته ها وپاسخشون به دعاها دلمو میسوزونه اره به قول رضا صادقی قربونت برم خدا چه قد غریبی رو زمین
از کوچه ما کیسه به دوش کو
ردپای پرخراش بی خروش کو
اون اقای خرقه پوش کو
کجاست اون اقا که دستاش مرهم دلای ما بود
نفس سبز نگاش حلال مشکلای ما بود
میشه یک بار دیگه سر بزنه به کوچه ما
بگیر خبری از نشون غربت بی نشونه ما
موهای اقا سفیده جوونا کیسه رو از اقا بگیرید
قامت اقا خمیده جوونا کیسه رو از اقا بگیرید
جونا اقا بشین زنده کنین رسم جون مردی رو امشب
یتمیا منتظرن زنده کنین شیوه شب گردی رو امشب
یتیما پشت درهای خونه شون منتظر اقا نشستن
گوش به زنگ تق تق یه جفت صدای پا نشستن
موهای اقا سفیده جوونا کیسه رو از اقا بگیرید
قامت اقا خمیده جوونا کیسه رو از اقا بگیرید
امام علي (ع):قلبهاي خودرااز كينه هاي نهاني پاك كنيدچه آن يك بيماري مهلك همانند وبا است.
پيامبر(ص):عزت مردم با ايمان دربي نيازي از مردم است آزادي وشرافت درپرتو قناعت به دست مي آيد .
گوته:كسي شايسته آزادي است كه هرروز بتواند به هوسهاي خود چيره شود.
كانت : اگر از انسان اميد وخواب گرفته شود بدبخت ترين موجود روي زمين است .
كنفوسيون:چنان زندگي كن كه وقت مردن آرزو خواهي كرد و با هر كسي چنان رفتار كن كه از او توقع داري.
امام حسين(ع): اگر دين نداريد لااقل دردنياي خويش آزاده باشيد.
شكسپير: از دست دادن اميدي پوچ و آرزويي محال ، خود موفقيت و پيشرفت بزرگي است.
اسمايلز:هركس درطلب خيرو سعادت ديگران باشد بالاخره سعادت خويش را هم به دست خواهد آورد .
بتهون:همواره تقوي را به كودكان خودتوصيه كنيد تنها تقوي عامل خوشبختي است نه پول.
كانت:چنان باش كه بتواني به هركس بگوئي مثل من رفتار كن .
چخوف:انسان بايد از هر حيث چه ظاهر و چه باطن آراسته باشد.
اسمايلز:اشخاص عاقل و با اخلاق هرگز كلامي برزبان نمي آورندكه احساسات ديگران را جريحه دار سازند.
گوته : پيروزي و پيشرفت ملك بلا منازع كساني است كه داراي استقامت و ثبات قدم باشند .
شاندل:بكوش كه عظمت درنگاه تو باشد نه درآنچه كه بدان مي نگري.
هوگو:اميد درزندگاني بشر آنقدر اهميت دارد كه بال براي پرندگان.
امام علي(ع):اميد وارترين مردم كسي است كه اگر نقصي دركارش پديدآيد بي تأمل درراه اصلاحش بكوشد.
ازهمه عاجز تر ان است که نتواند برا خود دوست پیدا مکند واز اوعاجزتر انست که دوست خودرا از خود دور کندامام علی
وقتی همه با من هم عقیده میشوند تازه احساس میکنم اشتباه کرده ام اسکار وایلد
بنده انی که در بند انی سعدید ابوالخیر


بیماری ام.اس در زنان ٥/٢ تا ٣ برابر بيشتر از مردان مشاهده شده است.
يك متخصص مغز و اعصاب هشدار داد كه بيماري ام.اس در كشور رو به افزايش و اغلب در ميان افراد ٢٠ تا ٤٠ سال شيوع دارد.
دكتر بهلولي،علت شيوع بيماري ام.اس را نامعلوم دانست و افزود: ام.اس در زنان ٥/٢ تا ٣ برابر بيشتر از مردان مشاهده شده است.
وي همچنين تصريح كرد: اين بيماري در افراد تحصيلكرده نيز شايعتر است.
دكتر بهلولي با بيان اين كه آمار رسمي از تعداد مبتلايان به ام.اس در كشور وجود ندارد، تخمين زد كه حدود ٢٠ تا ٤٠ هزار نفر در سالهاي اخير به اين بيماري مبتلا شده باشند.
اين متخصص مغز و اعصاب در ادامه گفت: ام.اس بيماري مزمن و غيرقابل پيشبيني در سيستم مركزي مغزست و سبب تاري ديد، كوري، عدم تعادل، ضعف اندامها، اختلالات عصبي، ادراري، حافظه و تمركز ميشود.
وي عفونت، افزايش درجه حرارت بدن، استرس، بيخوابي، گرمازدگي و خستگي را موجب تشديد ام.اس دانست.
بهلولي در پايان با اشاره به قابل درمان بودن بيماري ام.اس اظهار داشت: خوشبختانه درسالهاي اخير داروهاي متعددي به بازار جهاني آمده و اين داروها نيز در كشور ما موجودست.

خدا گفت: نه!
رها کردن کار توست. تو باید از آنها دست بکشی.
از خدا خواستم تا کودک معلولم را درمان کند،
خدا گفت: نه!
روح او بی نقص است و تن او موقت و فناپذیر.
از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد،
خدا گفت: نه!
شکیبایی زاده رنج و سختی است.
شکیبایی بخشیدنی نیست، به دست آوردنی است
از خدا خواستم تا خوشی و سعادتم بخشد،
خدا گفت: نه!
من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوری.
از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد،
خدا گفت: نه!
رنج و سختی ، تو را از دنیا دورتر و دورتر، و به من نزدیکتر و نزدیکتر می کند.
از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشد،
خدا گفت: نه!
بایسته آن است که تو خود سر برآوری و ببالی اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر
من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفریند از خدا خواستم و باز گفت: نه.
من به تو زندگی خواهم داد، تا تو خود از هر چیزی لذتی به کف آری.
از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران را دوست بدارم، همانگونه که او مرا دوست دارد.
و خدا گفت: آه، سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم!

کودکي با پاهاي برهنه بر روي برفها ايستاده بود
و به ويترين فروشگاهي نگاه مي کرد زني در حال عبور او را ديد .
او را به داخل فروشگاه برد و برايش لباس و کفش خريد و گفت:
مواظب خودت باش
کودک پرسيد: ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟ زن لبخند زد
و پاسخ داد: نه
من فقط يکي از بنده هاي خدا هستم کودک گفت:مي دانستم
با او نسبت داريد
بابا جان باز سلام
ای پدر جان منم زهرایت دختر کوچک تو ای امید من و ای شادی تنهایی من
به خدا این صدمین نامه بود از چه رو هیچ جوابم ندهی ؟
یاد داری که دم رفتن تو دامنت بگرفتم ؟ من به تو می گفتم پدر اینبار نرو پدر اینبار نرو
من همانروز بله فهمیدم سفرت طولانی ست
از چه رو ای پدرم تو به این چشم ترم هیچ توجه نکنی ؟
به خدا خسته شدم
به خدا قلب من آزرده شده
چند سال است که من منتظرم
هر صدایی که ز در می آید همچو مرغی مجروح پابرهنه سوی در تاخته ام
بس که عکست به بغل بگرفتم رنگ از روی من و عکس چو ماهت رفته است
من و داداش رضا بر سر عکس تو دعوا داریم
او فقط عکس تو را دیده پدر با جمال تو سخن می گوید
مادرم از تو برایش گفته او فقط بوی پدر را ز لباست دارد
بس که پیراهن تو بوییده بس که در حال دعا رو به سجاده تو اشک فشان نالیده
طاقتش رفته دگر پای او سست شده دل او بشکسته
به خدا خسته شدیم
پدرم گر تو بیایی به خدا من ز تو هیچ تقاضا نکنم
لحظه ای از پیشت جای دیگر نروم هرچه دستور دهی من بلافاصله انجام دهم
همه دم بر رخ ماه و قدمت بوسه زنم
جان زهرا برگرد
جان زهرا برگرد
دائما" می گویم : مادرم هرکه رفته است سفر برگشته پدر دوست من پدر همسایه پدران دگر
پس چرا او سفرش طولانی است ؟
او کجا رفته مگر ؟
او که هرگز دل بی مهر نداشت او که هر روز مرا می بوسید
او که می گفت برایش به خدا دوری از ما سخت است
پس چرا دیر نمود ؟
آری من می دانم که چرا غمگین است علت تاخیرش من فقط می دانم
آخر آن موقع ها حرف قرآن و خدا و جون بود
کربلا بود و هزاران عاشق
همه مسئولین چون رجایی و بهشتی بودند
حرف یکرنگی بود
ظاهر و باطن افراد ز هم فرق نداشت
همه خواهرها زیر چادر بودند
صحبت از تقوی بود همه جا زیبا بود
پارک هم بوی شهادت می داد جای رقص و آواز همه جا صوت دعا می آمد
کوچه ها راست و مردم همه راست همگی رو به خدا همه خط ها روشن خوب و خوانا بودند
حرف از ایمان بود حرف از تقوی بود
اما امروز پدر
درد دل بسیار است
همه آنچه به من می گفتی رنگ دیگر دارد یا بسی کمرنگ است
من که می ترسم تنها به خیابان بروم مادرم می ترسد او به من می گوید در خیابان خطر است
بر سر بعضی ها چادری پیدا نیست مویشان بیرون است
همه عینک دارند به نظر می آید چشمشان معیوب است راهشان پیدا نیست
خط کج گشته هنر
بی هنرها همگی خوب و هنرمند شدند
کج روی محبوب است
در مجالس و سخنرانی ها جای زیبای شهیدان خالی ست یا اگر هست از آن بوی ریا می آید
نامهای شهدا از روی اماکن همه برمی دارند
از دل غمزده ما همگی بی خبرند یا نه بهتر بگویم بر روی اشک یتیمان شهید جنگ شادی دارند
سرقت مال عمومی هنر است
ترس از آزادی است
ترس از رابطه با امریکاست
آری من می دانم علت غصه و اندوه تو بابا این است
پدرم من اینبار می نویسم که اگر بازگشتن ز برایت سخت است ما بیاییم برت
تو فقط آدرست را بنویس در کجا منزل توست
مادرم می داند مادرم می داند
او به من می گوید پدرت پیش خداست در بهشتی زیبا با همه هم سفرانش آنجاست
خانه اش هم زیباست
حضرت خامنه ای هم می گفت: دخترم غصه نخور پدرت خندان است دوستت می دارد
تو اگر گریه کنی پدرت هم به خدا می گرید
همه شب لحظه خواب پدرت می آید صورتت می بوسد دست بر روی سرت می کشد او
من از آن لحظه دگر شاد و خوشحال شدم
از خدا می خواهم تا که جان در تنم است تا حیاتی باقیست رهبرم چون پدری بر سر من زنده بود
چهره زیبایش چون جمال مه تو شاد و پرخنده بود
من به تو قول دهم که دگر از این پس اینهمه اشک غم انگیزه نریزم بابا
همچو مادر از فراق رویت نیمه شب نوحه و زاری نکنم
تو فقط ای پدرم از خدایت بطلب که من و مادر و این امت اسلامی ما
همگی چون تو پدر راه ما راه شهیدان باشد دائماٌ بر سر ما سایه رهبر و قرآن باشد
پدرم خندان باش
من به تو مفتخرم
من به تو مفتخرم



