تبليغاتX
عکسها ومطالب جالب

عکسها ومطالب جالب

ال یا ایها الساقی ادرکاسانا وناولها که عشق اسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
اس ام اس عشقولانه
عشق واژه ایست بیگانه که دارن نمیشود تفکر کرد نمیشود درنگ کرد  حالا به این جملات یا بهتره بگم اس ام اس(پیامک) توجه کنین

تو ماهیتابه عشقت سوختیم بی وفا روغن بریز

به تو اندیشیدن سکوت من است ای عزیز ترین طولانی ترین سکوت

هر وقت بعد 120 سال رفتي اون 2نيا وقتي خواستي از پل صراط رد شي و بهت گفتن يکي حلالت نکرده اون منم که به اين بهونه يه بار ديگه ميخوام ببينمت love struck
هميشه دليل شادي كسي باش نه قسمتي از شادي او، و هميشه قسمتي از غم كسي باش نه دليل غم او .اوژن استوار
هيچ وقت از خدا نخواه که همه ي دنيا مال تو باشه ... هميشه از خدا بخواه کسي که همه ي دنياي توست مال کسي ديگه نباشه
اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنن

عشق..... "اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است "ايتاليايي ها ميگن: "عشق يعني ترس از دست دادن تو ! " ايراني ها ميگن : "عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود


 

+نوشته شده در 2008/2/10ساعت22:45توسط مریم |
با عرض سلام من هم به نوبه خودم این دوتا عید بزرگ رو به شیعه های مخلص وهمه ایرانیا تبریک میگم اره دوتا عید هم تولد امام محمد باقر پنجمین ستاره تابناک اسمان ولایت وامامت وهم چنین روز ۲۲ بهمن سالروز پیروز انقلاب  اسلامی ۲۹ سال پیش در همین روزا کشور ما ومردم ما زیر گلوله بودند ولی بالاخره با وجود اینکه کلی شهید دادیم ولی از زیر دست شاه خو خواه وستمگر نجات پیدا کردیم خدا روشکر  امیدوارم این درختی که اونا کاشتن همیشه سبز باشه وپژمرده نشه حتما همین طوره چون جوونای کشور ما حرف ندارن فردا تظاهرات میدونم مثه همیشه حماسه میسازین خوب پس فردا همه با هم این روز عزیز رو جشن میگیریم بای
+نوشته شده در 2008/2/10ساعت20:5توسط مریم |
اون اقایی که شبا رد میشد از کوچه ما....

اون اقايي كه شبا رد ميشد از كوچه ما كيسه به دوش كو

 ردپاي پرخراش بي خروش كو

كجاست اون اقا كه پينه هاي دستاش مرهم دلاي ما بود

 نفس سبز نگاهش هميشه حلال مشكلاي ما بود

 ميشه يك بار ديگه سر بزنه به كوچه ما

بگير نشوني از غربت بي نشونه ما

موهاي اقا سفيده جوونا كيسه رو از اقا بگيريد

 قامت اقا خميده جوونا كيسه رو اتز اقا بگيرين

 جوونا اقا بشين زنده كنين رسم جون مردي رو امشب

ييتما منتظرن زنذده كنين  شيوه شب گردي

يتميا  پشت درهاي خونه شون  منتظر اقا نشستن

 گوش به زنگ تق تق يه جفت صداي پا نشستن

موهاي اقا سفيده جوونا كيسه رو از اقا بگيرين

 قامت اقا خميده جوون كيسه رو از اقا بگيرين

حيد ر كرار ني ام خانه نشينم ولي

جان به فداي جگر سوخته ات ياعلي  

دست هاي پينه بسته علي به همراهه منه

خونه نشيني علي اتيش به جونم ميزنه

تو كوله بار شعر من اسم قشنگ عليه

قافيه تنگ دلم از دل تنگ عليه تو كوچه هاي غربتم نشوني از مولا ميدم

اهل محل سلاممو جواب سر بالا ميدن

 به من ميگن علي كيه علي امام عاشقاس

به من ميگن علي چيه داغ دل شقايقاس

توي نجف يه خونه بود كه ديواراش كاهگلي بود

 اسم صاحاب اون خونه مولاي مردا علي بود

نصفه شبا بلند ميشد يه كيسه داشت كه ور ميداشت

 خرما ونون خوردني هرچي كه داشت تو اون ميذاشت

 راهي كوچه ها  ميشد تا يتيما رو سير كنه

 تا سفره خاليشونو پر از نونو پنير كنه

 شب تا سحر پرسه ميزد پس كوچه هاي كوفه رو

تا پر بارون بكنه  باغاي بي شكوفه رو

عبادت علي مگه ميتونه غير از اين باشه

 بايد مثه علي بشه هركي كه اهل دين باشه

 بعد علي كي ميتونه محرم راز من باشه

درد ودلم رو گوش كنه تا چاره سازه من باشه

 فردا اگه مهدي بياد دردارو درمون ميكنه

اسمونه شهرمونو ستاره بارون ميكنه

چشماتو. واكن اقاجون بالهاي خسته مو ببين

به من نگاه كن اقاجون دل شكسته مو ببين

دلت مياد كبوتر ات تو حرمت پر نزنن

تو سايه بوندستاي مهربونت سر نزنن

 

 

 

 

 

 

 

                               از بسيجيه مرحوم محمدرضا اغاسي

 

+نوشته شده در 2008/2/10ساعت19:58توسط مریم |
شراب روحانی
ساقیا بده جامی زین شراب روحانی

                         تا دمی براساییم زین حجاب ظلمانی

 طره ی پریشانش دیدم وه دل گفتم 

                        این همه پریشانی بر سر پریشانی

 بی وفا نگار من میکند به کار من

                       خنده های زیر لب عشوه های پنهانی

 دین ودل به یک دیدن باختیم وخرسندیم

                      در قمار عشق ای دل کی بود پریشانی

خانه دل ما را از کرم عمارت کن

                   پیش از ان که این خانه رو نهد به ویرانی

  این شعر از شیخ بهایی که درباره معشوقش خدا سروده

+نوشته شده در 2008/2/9ساعت16:52توسط مریم |
انتظار یعنی این

این صندلی منو یاد انتظار  مینداززه انتظار ظهور


+نوشته شده در 2008/2/8ساعت13:21توسط مریم |
مسابقه؟
امروز رفتيم زرقان برا مسابقه قران بسيج خوش گذشت در كل ولي هيجاي ديدني نبردنمون ولي مهم نيست من تو راهه برگشت خونه معده ام به شدت درد گرفت ونصفش زهر مار شد ولي از حق نگذريم خيلي باحال بود
+نوشته شده در 2008/2/7ساعت19:31توسط مریم |
+نوشته شده در 2008/2/6ساعت19:36توسط مریم |
+نوشته شده در 2008/2/6ساعت19:34توسط مریم |
شعر

تــو هـــواي پاك خونه


دستاي تو سايه بونه


توي قلب عاشق من


عشق تــو قـد جنونه


        ***


مادر اي معني ايثار


تـو گــل باغ خدايي


تــوي روزگار غــربت


با غــم دل آشنايي


        ***


مادر اون چشــاتــو قربــون


هر چي عشقه تو چشاته


مـــهر تـــو تمـــوم نميشه


آخـــه چشــمـــه حيــاته!


       ***


مي نويسم از سر خط


مــادر اي معني بــودن


مي نويسم تا هميشه


تويــي لايــق ستـــودن


       ***


تقديم به مادرم و همه مادراي خوب دنيا


 


از شایان نجاتی


+نوشته شده در 2008/2/6ساعت19:32توسط مریم |
دلم تنگ است وغمگینم
دلم تنگ است وغمگینم چرایش را خودمم نمیدونم اما میدانم به این کثافت خانه برمیگردد دنیا را میگویم اری ای کاش میمردم ای کاش میمردم ودیگر در این دنیا نمیماندم  خانواده خوبی دارم ومطمئنم با مرگ من همه دق میکنند چون همه مرا دوست دارند ولی زندگی در این دنیای خاکی جز یک تکرار بیش نیست راستی فردا مسابقه قران دارم برام دعا کنین دعا کنین تو راه ماشینه چپ کنه وهیچکس جز من نمیرد
+نوشته شده در 2008/2/6ساعت16:57توسط مریم |
سلام گل تنهام
سلام اقاجون  دیروز خیلی گریه کردم یعنی نفهمیدم معنی خوابم چی بود چرا تا وقتی تا اسم تو اومد زدم زیر گریه اونقد گریه کردم که دیگه تحمل نداشتم اقاجون یه بار دیگه با یه خواب دیگه بهم حالی کن چی بود منظورت راستی چرا یه شب موقعی که گفتن میخوای بیای ترسیدم وگفتم نکنه منو....... چرا اون شبا وقتی گفتن قیامت شده وهمه از یه طرف بیرون میمودن وشکل میمون شده بودن ومن گریه میکردم چرا دوستام میگفتن گریه نکن هیشکی  وهیچوقت نفهمیدم چرا؟؟؟؟؟؟

 همه حرف خوب میزنن اما کی خوب این وسط بد خوبش با شما ماکه رسیدیم ته خط قربونت برم خدا خیلی غریبی رو زمین اره دنیا ما نخواستیم مار وبا خودت نبین

+نوشته شده در 2008/2/6ساعت16:48توسط مریم |
مهدی جان درحسرت دیدار تو اوراه ترینم

+نوشته شده در 2008/2/4ساعت23:18توسط مریم |
یوسف گمگشته باز اید به کنعان غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

 ای پادشه خوبان وقت است که نمیدانم شاید وقتش نباشد که بیایی

+نوشته شده در 2008/2/4ساعت23:15توسط مریم |
مهدی دلم واست شده قد دل یه گنجشک هرچند دل گنجشک رنگش از دل من روشن تر است
 

 اقا جان چشمه اشکم خشک شد چرا نیامدی علت این همه تاخیر چیست؟؟ نکند منم؟ که اگر باشم زندگی شبی بیش نیشت

 من میخوام داد بزنم بگم اهای ندبه خون

ها اهای عاشقا اهای ریا کارا دل اقامو خون

نکنین  من بدم ولی عاشقم مولایم

کجاست ایا همین نزدیکی است شاید ولی

الهی من فدای دلش  شوم که  از

شیعیانش خون است ایا میدانید گفتند

زجری که پیامبر از اعراب جاهلیت میکشید

کمتر از زجری ست که اقا در زمان ظهور از

انسان های به ظاهر عاشق میکشد است

+نوشته شده در 2008/2/4ساعت23:6توسط مریم |
اقای مهدی زمانی نور چشم ما.....

سلام امروز به حدی خوشحالم که نمیتونم بروز ندم اخه دیشب تو شهرمون مراسم شبی با قران بود ویه اقا پسره ناز از همون امام زمانیا که حافظ قران بود اومده بود از اصفهان پسر نبود که زمرد بود بخدا الماس بود مثه یه دسته گل نمیدونم فکر کنم ۱۰ یا ۱۲ سالش بود ولی اینا مهم نیست خیلی گل بود خطیب بود انقدر قشنگ از امام حسین میگفت که دلم میخواست  هزاران گل یا وکلی چیز بهش بدم ولی نشدمنم چون تقریبا یکی از دست اندر کاران بودم اخر کار رفتم از خودش واقای خاکی که ایشون هم قاری بین المللی بودن با موبایل عکس بگیرم  انقد قشنگ ومظلوم نگاهم  میکردم که دلم میخواست....

 خیلی باحال با ادب مظلوم خیلی ناز بود بچه نود یار امام زمان بود خدا هرجا هست  امام زمان نگه دارش باشه خلاصه دوتا عکس ناز ازش گرفتم دوست دارم چاپش کنم وقابش بگیرم که همین کار رو هم میکنم خدا رو شکر میکنم موبایلم پیشم بود

+نوشته شده در 2008/2/4ساعت18:37توسط مریم |
زندگی.....
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

هرکسی نغمه خود خواند واز صحنه رود

صحنه پیوسته بجاست

خرم ان نغمه که مردم بسپارند به یاد

 

+نوشته شده در 2008/2/4ساعت18:29توسط مریم |