شعر
باز از یک نگاه گرم تو یافت
همه ذرات وجود من هیجان
همه تن بودم ای خدا همه تن
همه جان گشتم ای خدا همه جان
چشم تو این سیاه افسونکار
بسته با صد فریب راهم
جز نگاهت پناهگام نیست کز تو پنهان گنم نگاهم را
+نوشته شده در
2008/3/2ساعت20:47توسط مریم |
باز ا
قهر مکن ای فرشته روی دلاور
ناز مکن ای بنفشه موی فریبا
بر دل من گر روا بود سخن سخت
از تو پسندیده نیست ایگل رعنا
شاخه خشکی به خار زار وجودم
تا چه کند شعله های خشم تو با ما
طعنه ودشنام تلخ این همه شیرین
چهره پر از خشم وقهر این همه زیبا؟
+نوشته شده در
2008/3/1ساعت19:40توسط مریم |
اشک صدای پای چشم است
تو میگریی اما خود هم دلیلش را نمیدانی من میدانم چشم هایت در لحظات غم در کنارت هستن وبا تو احساس همدردی میکنن انها هیچگاه ودر مواقع شادی زیاد هم با تو خواهند بو د پس قدر چشمان خود را بدان وخوب از انها حفظ کن وقتی ناراحتی از چشمانت بخواه با تو همراه شوند هیچگاه فقط دل را کمین گاه غمت قرار نده چون ممکن است دوام نیاوری تو میتوانی از همه اعضایت بخواهی که تو را در غم یاری کنند غم بزرگ شهادت امام حسین را به همه ی شما تبریک میگوییم
+نوشته شده در
2008/2/28ساعت20:25توسط مریم |
سلام امروز که نه دیروز قرار شد واسه درس زبان فارسی شعر طنز بگیم
منم چون استعداد وافری تو گفتن شعرای نویی وبدون قافیه واهنگ ومعنی دارم تصمیم گرفتم یهخ شعر خیلی با قافیه بگم بهم نخندین اخه اولین شعرمه راستی به زودی ادرس و.بلاگ مدرسه مونو میزارم تو وبلاگم
شب تا صبح نشسته بودم زبان میخوندم
صبح که بیدار شده بودم یادم نبودم چی خوندم
رفتم سر کلاس روی صندلی بی احساس
با قلمی ابی رنگ کردم سرنوشتم وتنگ
پر بود از حرف دل که نبود جواب اون مسائل
اما من نوشتم مشقمو سرشتم
وقتمو ن تموم شد عمرمون حروم شد
هرکی اینو بخونه به من میگه دیونه
دیونه تو یه لونه درس دیگه نمیخونه





+نوشته شده در
2008/2/28ساعت20:21توسط مریم |